Blog

حداقل محصول پذیرفتنی (MVP)

در پست‌های پیشین با عبارت حداقل محصول پذیرفتنی (Minimum Viable Product – MVP) به عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای پذیرش در شتابدهنده آشنا شدید. این عبارت، توسط اریک ریس (Eric Ries) خلق و معروف شد. در این پست به تفصیل حداقل محصول پذیرفتنی را توضیح خواهیم داد.

حتماً شما هم دوست ندارید که وقتتان را صرف راه‌اندازی محصولی کنید که کسی از آن استقبال نکند و یا پولی برای خریدنش پرداخت نکند. اگر هنوز محصولی برای ارائه نداشته باشید چه؟ اینجا دقیقاً همانجاست که MVP نقش مهمی را ایفا می‌کند.

MVP محصولی است با حداقل امکانات که به شما اجازه ارائه محصول به کاربران اولیه را می‌دهد تا نظرات، بازخوردها و همچنین رفتار آنان را دریافت یا استخراج کنید. اما چرا حداقل؟ برای اینکه زمان و پول شما محدود است. شما نیاز دارید تا با حداقل تلاش، بیشترین دانش را کسب کنید.
قبل از توضیح مفهوم MVP، بهتر است هدف از تولید آن را بیان کنیم:

  • امکان‌سنجی فرضیه‌های یک محصول با حداقل منابع
  • افزایش سرعت یادگیری
  • کاهش زمان صرف شده برای طراحی قسمت‌های بی‌اهمیت محصول از نظر مشتری
  • ورود به بازار در کمترین زمان ممکن
  • ایجاد یک محصول پایه برای توسعه سایر امکانات و قابلیت‌ها در آینده
  • جلوگیری از توسعه محصولی که مشتری / مخاطب آن را نمی‌خواهد

به عنوان مثال، تصور کنیم اتومبیل هنوز اختراع نشده است. شما به فکر ساخت یک دستگاه هستید تا در یک مسیر با سرعت بیشتر از قدم زدن حرکت کنید. منابع اولیه در دسترس چرخ‌های کوچک و یک تخته است. به راحتی می‌توان با امکانات موجود، چیزی شبیه به آنچه در تصویر می‌بینیم و امروزه به آن اسکیت می‌گوییم، را ساخت. چنین نمونه اولیه‌ای همان MVP مد نظر ماست که تمام خصوصیات محصول نهایی را دارد و می‌تواند فرایند و سرویس محصول را به ما نشان دهد.

MVP

یک MVP بایستی خصوصیات محصول نهایی از قبیل عملیاتی بودن، معتبر بودن، کاربردپذیری، قابلیت استفاده و امکان‌پذیری را داشته باشد. به نوعی یک MVP باید نمونه‌ای کوچک‌تر، با امکانات، قابلیت‌ها و فرایندهای کمتر نسبت به محصول نهایی باشد و بتواند سرویس اصلی آن محصول را ارائه دهد.

MVP

 

در چرخه تولید محصول، ما همواره به دنبال ساختن، ارزیابی و یادگیری هستیم. از همین رو، با ساختن یک MVP و نمونه اولیه از محصول، می‌توان با کمک گرفتن از مشتری / مخاطب بالقوه، فرایند ارزیابی و سنجش محصول اولیه را با اثربخشی بیشتر انجام داد و احتمال شکست را کمتر کرد.

MVP

تولید MVP با استراتژی سرمایه‌گذاری زمان و پول برای تولید محصول کامل متفاوت است. زمانی که محصول نهایی وارد بازار شود، در صورتی که مشتری آن را نخواهد یا نیاز به قابلیت‌ها و امکانات دیگری داشته باشد، هزینه و سرمایه از دست رفته بسیار زیادتر از زمانی است که ارزیابی با کمک MVP اتفاق بیفتد.

شاید به نظر بیاید MVP به دنبال موارد زیر است:

  • محصول اولیه و ساده که در آینده پیچیده‌تر خواهد شد.
  • محصول اولیه برای تست امکان‌سنجی
  • محصول اولیه برای ارزیابی و آزمودن تیم توسعه
  • بررسی پاسخ به اینکه آیا تیم می‌تواند یک راه‌حل برای مشکل پیدا کند؟

اما MVP هیچ‌کدام از موارد بالا را شامل نمی‌شود، بلکه تنها برای دریافت بازخورد از مشتری و یادگیری از مشتری و رفتار آنهاست. موارد ارزشمندی که می‌توان با استفاده از MVP یاد گرفت عبارت است از:

  • آیا تقاضا برای این محصول وجود دارد؟
  • محصول را با چه قیمتی عرضه کنیم؟
  • مشتریان محصول ما را چگونه پیدا کنند (محصول را در چه بازاری عرضه کنیم)؟

حال به تعاریف MVP می‌پردازیم.

به نقل از اریک ریس: MVP نسخه‌ای از محصول است که به تیم برای جمع‌آوری حداکثر اطلاعات اعتبارسنجی شده از مشتریان با حداقل تلاش کمک می‌کند.

تعریف اریک ریس به مرور زمان به صورت زیر خلاصه شد:

حداقل چیزی که می‌توانید بسازید و به شما این امکان را می‌دهد تا آن را از طریق حلقه ساخت / اندازه گیری / یادگیری ( Build/Measure/Learn ) توسعه دهید.

 

استیو بلنک یک MVP را معادل با محصولی با حداقل امکانات و قابلیت‌ها می‌داند.

MVP روشی برای توسعه یک محصول یا وب‌سایت با قابلیت‌های کافی برای جلب نظر کاربران اولیه است. طراحی و توسعه محصول نهایی با تمامی قابلیت‌ها پس از دریافت بازخورد از کاربران اولیه و بهبود حداقل محصول پذیرفتی صورت خواهد گرفت.

هفت نمونه از حداقل محصول پذیرفتنی وجود دارد:

  • ویدیوی معرفی(Explainer Video)
  • صفحه نخست (A Landing Page)
  • Wizard of Oz MVP
  • Concierge MVP
  • Piecemeal MVP
  • دریافت سرمایه از مشتری (Raise Funds from Customers)
  • A Single Featured MVP

در پست بعدی نمونه‌های ذکر شده به تفصیل معرفی خواهند شد.

نتیجه:

سرمایه خود را برای محصولی که هیچ‌کس نمی‌خواهد استفاده کند هدر ندهید. خلاق باشید و در مورد حداقل کاری که باعث جلوگیری از این اتلاف شود فکر کنید:

  • یک روش MVP که برای شما مناسب است پیدا کنید.
  • یک طرح برای اجرای آن روش ایجاد کنید(به “حداقل” در عبارت MVP دقت کنید).

 

منابع: Scale My Business، ویکیپدیا، LeanStack و Quora 

پذیرش در شتابدهنده دیموند

post2-0

راه‌اندازی هر کسب و کاری، نیازمند فراهم کردن مقدمات، منابع و امکاناتی از قبیل فضای کار، مشاوره، آموزش و … است. کسب و کارهای نوپا (استارت‌آپ‌ها) در دنیای فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیک، با توجه به نوظهور بودن و جوانی اکوسیستم در ایران و همچنین سرعت رشد بالاتر به نسبت سایر کسب و کارها، نیازمند زیرساخت و فضایی پویاتر با هم‌افزایی بیشتر هستند تا بتوانند در عصر اطلاعات پیشرفت کرده و به ارزش‌آفرینی بپردازند.

شتابدهنده‌ها زیرساخت، فضا و تسهیلاتی برای استارت‌آپ‌ها فراهم می‌کنند تا این کسب و کارهای نوپا و جوان، بتوانند به رشد مناسب رسیده و در مسیر رشد خود پیشرو باشند. در فرایند شتابدهی، مدل‌ها و ساختارهای متفاوتی وجود دارد. صاحبان و بنیانگذاران استارت‌آپ‎ها می‌توانند تمامی شتابدهنده‌ها، حوزه فعالیت و مدل‌های آنان را بررسی کرده و بهترین شتابدهنده که با حوزه تخصصی آن استارت‌آپ هم‌خوانی دارد را انتخاب کنند.

در این پست بر آنیم تا مدل شتابدهنده دیموند را به تفصیل معرفی کنیم.

تمرکز شتابدهنده دیموند بر روی جذب استارت‌آپ‌هایی با توانایی جذب کاربر زیاد در بستر وب و موبایل در زمینه کسب‌وکار‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل رایانش ابری، بازی، آموزش برخط، اینترنت اشیا، داده‌های عظیم، محصولات پوشیدنی، تجارت الکترونیکی، خدمات ارزش‌افزوده تلفن همراه و … است. پس اگر برای کسب و کار نوپای خود، نیازمند فضای آزمایشگاهی یا کارگاهی و تولیدی هستید، در دسته‌بندی حوزه فعالیت دیموند قرار ندارید.
استارت‌آپ‌ها بایستی شرایط اولیه ورود به شتابدهنده را داشته باشند، این شرایط به اختصار به قرار زیر است:

  • آماده بودن حداقل محصول پذیرفتی (MVP) یا محصول اولیه
  • تیم متعهد و مکمل
  • مقیاس‌پذیری

برای پذیرش هر استارت‌آپ اولویت‌بندی معیارهای خلاقیت، کشش بازار و درآمد منعطف بوده و وابسته به نوع ایده، استارت‌آپ و تیم است. استارت‌آپ بایستی در طول زمان رشد کند و به درآمدزایی برسد. در طول بلوغ استارت‌آپ ، شما باید بتوانید با جذب سرمایه‌گذار توانایی رشد خود را اثبات کنید.

نکته مهم که پیش از درخواست پذیرش بایستی بدانید این است که دیموند استارت‌آپ‌هایی با حداقل محصول پذیرفتنی (MVP) یا در مرحله محصول اولیه را برای مرحله ‌پیش‌شتابدهی می‌پذیرد. پس از پذیرش در دوره پیش‌شتابدهی، دیموند برای رشد و تجاری‌سازی شما را یاری می‌رساند. حتی اگر استارت‌آپ شما مشتری و درآمد دارد، احتمال تغییر در آن وجود دارد. بنابراین داشتن طرح کسب و کار در زمان پذیرش ضروری نیست، بلکه در طول دوره پیش‌شتابدهی طرح کسب و کار منطبق با استارتاپ و ایده شما با راهنمایی و مشاوره کارشناسان و مربیان دیموند را تدوین خواهید کرد.

کار تیمی و وجود یک تیم متعهد و با پشتکار یکی از مهم‌ترین شروط پذیرش در شتابدهنده دیموند است. بر اساس تجربه ثابت شده است که چالش‌هایی که یک استارت‌آپ برای رشد با آن مواجه می‌شود را یک نفر به تنهایی نمی‌تواند مدیریت کند. بنابراین لازم است هم‌بنیانگذاری که توانایی‌های شما را تکمیل می‌کند، را پیدا کنید. اولویت دیموند بر تیم‌هایی با بیش از ۲ هم‌بنیانگذار است.

ویژگی‌های تیم یک استارت‌آپ به اختصار:

  • دارای تیم بین ۲ تا ۵ نفر
  • دارای توانمندی‌هایی در زمینه‌های فنی، بازاریابی و اجرایی
  • ارائه تعهد کاری به‌صورت تمام‌وقت (به‌استثنای دانشجویان)

post2-1

فرایند شتابدهی در شتابدهنده دیموند به دو دوره تقسیم می‌شود:

  • دوره پیش‌شتابدهی یا Startup Camp با طول دوره ۱۰ هفته
  • دوره شتابدهی با طول دوره ۶ ماه

شتابدهنده‌ها با ارائه تسهیلات و امکانات و همچنین ایجاد ارتباطات حرفه‌ای با شبکه سرمایه‌گذاران، به رشد استارتاپ‌ها کمک کرده و آن را تسریع می‌بخشند. امکانات و تسهیلاتی که دیموند در اختیار استارت‌آپ‌های مستقر در آن می‌گذارد شامل تمامی نیازهای یک کسب و کار، شرکت و سازمان رو به رشد است. امکانات، تسهیلات و خدمات دیموند به قرار زیر است:

  • فضای کاری
  • اینترنت پرسرعت
  • حمایت مالی
    کارگاه های آموزشی
  • مشاوره‌های مدیریتی (مدل درآمدی، استراتژی‌های بازاریابی، منابع انسانی ، مدل تجاری)
  • مشاوره‌های تجاری (حسابداری، مالی، حقوقی، مالیاتی)

این امکانات برای دوره‌های پیش‌شتابدهی و شتابدهی متفاوت است.

post2-2

دوره پیش‌شتابدهی به عنوان دوره آزمایشی و ارزیابی است تا میزان تعهد تیم و همچنین روند اجرایی و پیشرفت آن بررسی شده و زمینه و پتانسیل سرمایه‌گذاری بر آن استارت‌آپ بررسی و تحلیل شود. انتظار می‌رود در این دوره، طرح کسب و کار تدوین شود، تمامی ارزیابی‌ها و اعتبارسنجی‌های ایده، محصول، اندازه بازار با مشاوره کارشناسان و مربیان این شتابدهنده با دقت صورت پذیرد، وب‌سایت یا اپلیکیشن مرتبط با ایده منتشر شود و استارت‌آپ به جذب کاربر و مشتری بپردازد. در این دوره، امکانات و تسهیلات شامل فضای کاری، اینترنت پرسرعت، کارگاه‌های آموزشی و مشاوره‌های مدیریتی است.

تیم‌ها طی مرحله پیش‌شتاب‌دهی مدل کسب‌وکار، اکسل هزینه درآمد و برنامه اجرایی ۶ ماهه آینده خود را آماده می‌سازند که در انتهای دوره پیش شتاب‌دهی توسط هیئت‌مدیره و تیم شتاب‌دهنده دیموند موردبررسی قرار می‌گیرد. در صورت موافقت و ورود به مرحله شتاب‌دهی سرمایه موردنیاز تیم به‌ صورت ماهانه توسط شتاب‌دهنده دیموند به نوپا تخصیص داده می‌شود. همچنین مشاوره‌های تجاری نیز از تسهیلات و خدمات این دوره است.

پس از دوره ۶ ماهه شتاب‌دهی، تیم‌ها برای جذب سرمایه‌گذار مرحله بعد آماده خواهند شد. در این مرحله تیم‌های نوپا خود را به سرمایه‌گذاران ارائه داده و در جهت جذب آن‌ها کوشش خواهند کرد. در این بخش از فرایند، شتاب‌دهنده دیموند همواره با در اختیار قراردادن شبکه سرمایه‌گذاران و حمایت‌های معنوی، تیم‌ها را کمک می‌کند.

نحوه پذیرش:

در صورتی که حداقل محصول پذیرفتنی (MVP) یا در محصول اولیه شما آماده است، برای پذیرش هر زمان که بخواهید می‌توانید در فرم پذیرش شتابدهنده دیموند ثبت‌نام کنید. (پر کردن فرم به زبان انگلیسی لزومی ندارد.)

پس از تکمیل فرم، جلسه حضوری به مدت ۲۰ دقیقه برای آشنایی بیشتر با ایده و تیم شما برگزار می‌شود و زمان برگزاری این جلسه از طریق ایمیل به اطلاع شما خواهد رسید. برای این جلسه بایستی فایل (Presentation) ارائه ایده و مدل کسب و کار (شامل مسئله / نیاز، بازار هدف، مدل درآمدی، نیازمندی‌ها، محصول اولیه یا MVP و ….) را فراهم سازید.

پس از این جلسه، در صورت پذیرش، زمان شروع دوره پیش‌شتابدهی از طریق ایمیل به شما اعلام خواهد شد. تمامی ارتباطات شما با شتابدهنده دیموند از طریق ایمیل بوده و برای هر سوالی می‌توانید از طریق info@dmondgroup.com با ما در ارتباط باشید.

امیدواریم شما هم به خانواده دیموند بپیوندید تا در کنار هم، با هم‌افزایی هر چه بیشتر، رشد کرده و ایرانی بهتر بسازیم.

مقدمه‌ای بر مدل کسب و کار

Startup

شاید تاریخچه استارتاپ به حدود سال ۱۹۵۰ برگردد که پارک صنعتی استنفورد با حمایت فردریک ترمن برای شرکت‌های نوپا با هدف توسعه فناوری‌های نوآورانه تاسیس شد. در بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ و پیش از ظهور اینترنت، شرکت‌های بزرگی چون hp، اینتل، AMD، اپل و … در دره سیلیکون شکل گرفته و به توسعه فناوری‌های مختلف پرداختند.

کارآفرینان در دره سیلیکون، به پشتیبانی و آموزش تیم‌های فناور با ایده‌های نو پرداختند و فعالیت‌های آنان به تولید محصول یا ارائه خدمات در حوزه فناوری و توسعه فناوری در راستای نیازهای بازار و جذب سرمایه‌گذار منجر شد.

امروزه، بیشتر استارتاپ‌های بزرگ دنیا که به کمپانی‌های بزرگ (از قبیل گوگل، اینتل، سیسکو، آدوبی، اچ‌پی، فیسبوک، ای-بی، اپل و …) تبدیل شده‌اند، در دره سیلیکون مستقر هستند.

در پست پیشین تعاریف متفاوت از استارتاپ را بیان کردیم. در این پست به بیان مقدمه‌ای در مورد مفهوم مدل کسب و کار برای استارتاپ‌ها خواهیم پرداخت.

Business Model

مدل کسب و کار:

مدل کسب و کار روند و نحوه ایجاد، ارائه، تحویل و جذب ارزش را توصیف می‌کند. به بیان دیگر، مدل کسب و کار نحوه درآمدزایی کسب و کار را توصیف می‌کند. (علاوه بر درآمدزایی، می‌توان به سایر معیارهای موفقیت نظیر جذب کاربر، افزایش ترافیک و … نیز اشاره کرد.)
مدل کسب و کار، موارد زیر را نشان می‌دهد:

  • تعامل بخش‌های مختلف کمپانی یا کسب و کار
  • توزیع کالا
  • ارتباط و تعامل با ذینفعان و شرکای کلیدی
  • جریان درآمد
  • ساختار هزینه‌ها

استارتاپ‌، سازمانی است که برای رسیدن به یک مدل کسب و کار تکرارپذیر و توسعه‌پذیر ایجاد شده است. بنیانگذار استارتاپ با یک دیدگاه و تصویر کلی از محصول و امکانات آن و مجموعه‌ای از فرضیه‌ها در مورد بخش‌های مختلف مدل کسب و کار فعالیت خود را آغاز می‌کند. مشتریان چه کسانی هستند؟ کانال توزیع آن چیست؟ محصول چگونه وارد بازار شود؟ شرکای کسب و کار که هستند؟ چگونه محصول ساخته می‌شود؟ و فرضیات اولیه بسیار دیگر.

به عنوان یک بنیانگذار، بایستی تمامی فرضیات را به سرعت اعتبارسنجی کرده تا درستی پیش‌بینی‌ها و فرضیات تایید یا رد شود. بیشتر اوقات، مشتریان بالقوه آنگونه که انتظار دارید رفتار نمی‌کنند.

مشتری‌سازی، توسعه چابک، لین استارتاپ:

فرایند مشتری‌سازی، راهی برای اجرا، تکرار و تست هر المان از مدل کسب و کار است. توسعه چابک نیز روشی سریع برای توسعه، اجرا و تکرار هر چرخه پس از یادگیری از چرخه پیشین است. همچنین مدل لین، ترکیبی از مشتری‌سازی و توسعه چابک است. (این متدولوژی همان کاری را برای استارتاپ‌ها انجام می‌دهد که متدولوژی لین در تویوتا برای خودروها انجام می‌دهد.)

مدل کسب و کار در مقایسه با طرح کسب و کار:

مدل کسب و کار شباهت‌هایی به طرح کسب و کار دارد، اما از آن بهتر است. طرح کسب و کار زمانی مناسب است که بخواهید تمامی فرضیه‌های مرتبط با کسب و کار، فروش، بازاریابی، مشتریان، اندازه بازار را جمع‌آوری کنید. مدل کسب و کار روابط و تعامل بخش‌های مختلف کسب و کار و شرکت را نشان می‌دهد.

چرخش (Pivot)

چگونه می‌توان درستی مدل کسب و کار را بررسی کرد؟ زمانی که جریان درآمد، کاربران و مخاطبان، ترافیک و … به صورت مداوم و مطابق با پیش‌بینی‌ها در حال افزایش باشد. شاید عجیب باشد که حتی در چنین حالتی، امکان این وجود دارد که کسب و کار هنوز به مدل بهینه خود نرسیده باشد. بیشتر استارتاپ‌ها حداقل یک بار مدل کسب و کار خود را تغییر می‌دهند.

در پست‌های بعدی، مدل کسب و کار و سایر موارد بیان شده به تفصیل بیان خواهد شد.

منابع: کتاب شناخت دره سیلیکون (یحیی تابش، محمد مروتی، محمد اکبرپور)، سایت استیو بلنک

استارتاپ چیست؟

Startup

در چند سال اخیر واژه استارتاپ موج تازه‌ای در دنیای تکنولوژی ایجاد کرده است. در این پست می‌خواهیم به تعاریف مختلف از این واژه بپردازیم.
به نقل از فرهنگ واژگان کسب و کار (BusinessDictionary) استارتاپ مرحله آغازین یک کسب و کار که در آن کارآفرین ایده را به مرحله تجاری سازی رسانده، ساختار اصلی کسب و کار را ایجاد و آن را عملیاتی کرده و تجارت را آغاز می کند.

استیو بلنک (Steve Blank)، استارتاپ را “استارتاپ یک سازمان موقت است که در جستجوی یک مدل کسب و کار تکرار شدنی و توسعه پذیر می‌باشد” تفسیر و تعریف می‌کند.

در این تعریف، بر کلمه “موقت” تاکید شده زیرا که هدف و تلاش استارتاپ‌ها برای گذر از دوره استارتاپی و توسعه به عنوان یک کسب و کار بزرگ یا شکست و حرکت به سمت یک فرصت دیگر است. کسب و کارهایی که قابلت توسعه‌پذیری سریع را ندارند، کسب و کار کوچک گفته می‌شوند و استارتاپ نیستند.

همچنین “جستجو” بسیار مهم است زیرا که تفاوت کلیدی میان استارتاپ‌ها و کسب و کارهای کوچک و بزرگی است که در بازارهای بالغ فعالیت می‌کنند. این کسب و کارها، مدل‌های شناخته شده را اجرا می‌کنند در حالی‌که استارتاپ‌ها به دنبال مدل‌های کسب و کار ناشناخته و بدست آوردن یا ساختن بازار هستند. روش‌های موثر و کارآمد متفاوتی برای جستجو و یافتن ناشناخته‌ها وجود دارد.

به گفته اریک ریس (Eric Ries)، استارتاپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول در شرایط عدم قطعیت ایجاد شده است.
مهم‌ترین موارد این تعریف، معیارهایی است که بیان نشده است. استارتاپ وابسته به هیچ‌کدام از موارد زیر نیست:

  • اندازه شرکت
  • موارد اقتصادی شرکت
  • حوزه فعالیت

هدف استارتاپ این است که (در سریع‌ترین زمان ممکن) محصول درست برای توسعه که مشتریان می‌خواهند و تمایل دارند برای آن هزینه کنند را کشف کند.

اکثر اوقات، افراد فراموش می‌کنند که استارتاپ تنها در ارتباط با محصول، پیشرفت فناورانه یا ایده شگفت‌انگیز نیست. با توجه به آموزه‌های فرایند پیشرفت، استارتاپ چیزی فراتر از تمامی اجزای آن است. از دیدگاهی دیگر، استارتاپ یک سرمایه‌گذاری انسانی است.

به گفته نیل بلومنتال (Neil Blumenthal)، موسس و مدیرعامل کمپانی واربی پارکر (Warby Parker) استارتاپ یک شرکت نوپا است که که راه‌حلی نوین را برای یک مسئله ارائه کرده در حالی که هیچ تضمینی برای موفقیت آن شرکت از طریق راه‌حل ارائه شده وجود ندارد.

براساس تعریف Merriam-Webster استارتاپ عمل یا مجموعه‌ای از کارها به منظور یک حرکت جدید و یک شرکت یا کسب و کار نوپا است.

به نقل از فرهنگ واژگان انگلیسی آمریکن هریتیج استارتاپ یک کسب و کار یا تعهدی است که به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده است.
تعریف ویکیپدیا از استارتاپ آن را یک تجارت نوپا در قالب یک شرکت، شراکت یا سازمان موقت بیان می‌کند که به دنبال ایجاد یک مدل کسب و کار جدید در یک حوزه خاص می‌باشد. در این تعریف، نوآوری یکی از معیارها و ویژگی‌های کلیدی استارتاپ بیان شده است.

پال گراهام، مدیرعامل کمپانی Y Combinator استارتاپ را یک شرکت تعریف می‌کند که سریع رشد خواهد کرد. در واقع معیار رشد در استارتاپ‌ها، به عوامل جغرافیایی وابسته نیست و استارتاپ با کسب و کارهای کوچک که در بازار و جغرافیای مشخص فعالیت می‌کند متفاوت است.

منابع: فرهنگ واژگان کسب و کار، Quora، فوربز، ویکی‌پدیا، زومیت

۲۱ خطری که سرمایه گذاران را منصرف می کند !

15480-NQ4WA1

هر سرمایه گذاری دوست دارد پول خود را روی بهترین استارت آپ سرمایه گذاری کند. اصلا به چه دلیلی ممکن است یک نفر بخواهد بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست بدهد؟ و این موضوع دقیقا در مورد سرمایه گذاری روی استارت آپ ها صدق می کند! متن زیر برگردان یادداشت جان رمپتون ( کارآفرین و سرمایه گذار) در خصوص سرمایه گذاری روی استارت آپ ها است.

در سال اخیر درست وقتی که درحال راه اندازی استارت آپ جدیدم بودم به این نکته فکر می کردم که چه شد در ۴ سال اخیر از بین ۱۰۰ استارت آپی که به من مراجعه کردند، تنها روی ۱۶ عدد آنها سرمایه گذاری کردم؟

بدون توجه به مرحله ای از بلوغ که کسب و کار شما دارد بدون شک به منابع مالی نیاز دارید. برای صرفه جویی در زمان برای همه کارآفرینان علاقمند به این حوزه، در اینجا به جمع بندی تجربه خود می پردازم و به مواردی اشاره می کنم که یک سرمایه گذار ممکن است به آن دلایل روی یک استارت آپ سرمایه گذاری نکند !

  1. اگر استارت آپی فراموش کند ادله لازم برای اثبات آینده روشن خود را ارائه کند. نمونه این ادله میتواند آماری در خصوص فروش خوب یا کمپین موفقیت آمیز درسایت کیک استارتر و اجرای موفق یک استارت آپ باشد. این موارد به یک سرمایه گذار نشان می دهد که این استارت آپ شرایط لازم برای رسیدن به اهداف و موفقیت را در خود دارد. کارآفرینان باید به سرمایه گذار نشان دهند که کسب و کارشان ارزش دارد که پولی که به سختی بدست آمده روی آن ها سرمایه گذاری شده و  این سرمایه گذاری بازگشت مناسبی خواهد داشت.
  2. اگر نتوان به کارآفرین اصلی اعتماد کرد. منبه شخصه در تمامی شرکتهایی که روی آنها سرمایه گذاری کرده ام فرد اصلی را مهم ترین عامل این امر می دانم. شما می توانید برای جذب سرمایه به دفتر من بیایید و ایده خود را شرح دهید، اما اگر من تحت تاثیر شخصیت شما قرار نگیرم بدون شک سرمایه گذاری نکرده و وقت هیچ کدام را تلف نخواهم کرد!
  3. اگر شما دارای یک تیم کم تجربه باشید. اگر اعضای تیمتان از تجربه کافی برای این کار خاص بهره مند نباشند اصلا نشان خوبی نیست. مثلا اگر یک سرمایه گذار به از شما و ایده تان علاقمند شده باشد اما اگر از نوع و چینیش تیمتان راضی نباشد انتظاری از او نمیتوان داشت. او باید اطمینان پیدا کند که اعضای تیم شما از توانمندی ها و انضباط لازم برای اتمام این کار، رسیدن به انتهای خط و دستیابی به اهداف برخوردار هستند.
  4. اگر اعضای تیم شما با یکدیگر به خوبی کار نکنند. سرمایه گذاران معمولا تحقیقات کاملی را در مورد استارت آپ هایی که میخواهد روی آنها سرمایه گذاری کنند انجام میدهند،  اما اگر در این حین دریابند که روابط داخلی مناسب نیست بدون شک روی آن سرمایه گذاری نخواهند کرد.
  5. اگر شما سعی کنید مواردی را از سرمایه گذارتان پوشیده نگه دارید. سرمایه گذار نمی خواهد تمامی رازهای کاری خود را برای او بیان کنید اما اگر قبول کند روی کار شما سرمایه گذاری کند  باید از حداقل هایی که باعث می شود استارت آپ شما موفق بوده و به پیش برود آگاه باشد. البته به صورت کلی یک سرمایه گذار می خواهد همه چیز را در مورد استارت اپ شما بداند، نترسید او ایده شما را نخواهد دزدید چون سرش بیش از اینها شلوغ است.
  6. شما مدلی برای کسب وکار خود ندارید.اگر شما نتوانید به یک سرمایه گذار بگویید که در چند سال آینده می خواهید به کجا رسیده باشید، چه حجم بازاری را تسخیر کرده و  تا چه میزان مشتریان را به محصول خود علاقمند کرده باشید ، در این حالت انگار شما هیچ طرح کسب و کاری نداشته و سرمایه ای جذب نخواهید کرد!
  7. احتمال اینکه استارت آپ شما پول اندکی به دست خواهد آورد. اگر در زمانی که از سرمایه گذاران درخواست می کنید پیش سفارش زیادی نداشته باشید و یا کاربران زیادی برای محصول شما ثبت نام نکرده باشند، سرمایه گذاران هم علاقه ای برای سرمایه گذاری روی استارت آپ شما نخواهند داشت.
  8. اگر سرمایه گذاران نتوانند اطمینان حاصل کنند که شما می توانید این محصول را بسازید. داشتن یک ایده خوب تنها بخشی کوچکی از کل کار است و ساختن آن بخش بزرگ دیگری. اگر شما سرمایه گذار را قانع نکرده باشید که محصولتان قرار است کار کند و نمونه اولیه ای از آن نداشته باشید او نمیتواند روی شما سرمایه گذاری کند.
  9. اگر محصول شما به اندازه کافی در بازار منحصر بفرد نباشد. سرمایه گذاران دوست دارند روی شرکت های نوآور سرمایه گذرای کنند پس شما باید به آنها نشان دهید که دارای یک مزیت رقابتی چشم گیر هستید.
  10. اگر بنیانگذار اصلی کسب و کار نیازی به دریافت راهنمایی و هدایت نبیند.اگرسرمایه گذاران نتوانند در خصوص کسب و کار و مسیرش به بنیانگذار پیشنهاد و راهنمایی ارائه کنند و یا اگر تیم خیلی سریع از انتقادات آزرده شود سرمایه گذاری روی آنها نا ممکن خواهد بود.
  11. ارزش تخمینی استارت آپ شما خیلی زیاد است. شما ممکن است یک عدد بسیار بزرگ را به عنوان ارزش استارت آپ خود در نظر بگیرید اما سرمایه گذاران معتقد باشد که ارزش شما تنها یک دهم آن است. این موضوع باعث می شود شما هزینه های خود را نیز بزرگ تر از چیزی که هست تخمین زده و فرصت جلب نظر سرمایه گذار را از دست بدهید.
  12. اگر نتوانسته باشید به خوبی با پاسخ منفی از طرف سرمایه گذاران روبرو شوید. اگر من کارآفرینی را ببینم که دائما در مورد ناعادلانه بودن زندگی شکایت داشته و نتوانسته باشد با شنیدن پاسخ نه از سوی سایر سرمایه گذاران حرفه ای برخورد کند، بدون شک روی او سرمایه گذاری نمی کنم.
  13. اگر فقط از طریق یک تلفن با سرمایه گذار ارتباط برقرار کرده باشید. بسیاری از کارآفرینان سعی می کنند به تمامی سرمایه گذاران ممکن زنگ بزنند و زمانی را برای معرفی ایده خود هماهنگ کنند اما من آنهایی را ترجیح میدهم که سعی کرده اند از طریق فردی از آشنایان که به آنها اطمینان دارم به من معرفی و پیشنهاد شوند و این بدون شک نظر من را جلب خوهد کرد.
  14. اگر  او سرمایه گذار مناسبی برای شما نباشد. ممکن است شخصی که به او مراجعه کرده اید در زمینه کاری شما هیچ تخصصی نداشته باشد و نتواند در خصوص کسب وکار شما نظری داده و سرمایه گذاری کند.
  15. اگر استارت آپ شما متمرکز نباشد. اگر تیم یک استارت آپ بخواهد تمامی فیچر هایی که مد نظر دارد را به یکباره ارائه کند این نشانه خوبی نیست. شما نمی توانید تمامی مشتریان را از روز اول راضی کنید. باید سعی کنید که مهم ترین مشتریان را به بهترین وجه و درکم ترین زمان ممکن راضی نگه دارید و این خصوصیتی است که سرمایه گذاران را ترغیب میکند در مورد شما فکرکنند.
  16. درجه بلوغ کسب وکار شما برای دریافت پول کم است. اگر شما در ابتدای یک ایده خوب و بزرگ داشته باشید یک سرمایه گذار خود را کنار نگه می دارد تا زمانی که شواهد کافی برای خوب بودن ایده شما بدست شان برسد. آنها در واقع دوست دارند مشتریان، خوب بودن شما را تایید کنند و سپس روی شما سرمایه گذاری کنند.
  17. اگر تکنولوژی به کار رفته در کسب وکار شما قدیمی باشد. به عنوان یک سرمایه گذار در چند ماه گذشته حتی  ایده هایی در حوزه نوارهای کاست و VHS دریافت کرده ام که در جهان دیجیتال کنونی مرا به تعجب واداشت … به نظر شماچرا من باید سرمایه خود به این شکل را به خطر بیندازم ؟
  18. اگر شما خیلی در ارائه محصول به بازار کند باشید. اگر سرعت شما کم باشد، حال اینکه به دلیل کم بودن اعتماد به نفس و یا ایده آل گرا بودن باشد یک سرمایه گذار این را به بازگشت دیر هنگام پولش مرتبط کرده و از سرمایه گذاری انصراف می دهد!
  19. اگر استراتژی بازاریابی مناسبی نداشته باشید. اگر شما محصولی آماده به ارائه داشته باشید اما در برنامه ریزی و اجرای برنامه بازاریابی کند باشید بدون شک رقابت را خواهید باخت. من به عنوان یک سرمایه گذار همیشه راغبم بدانم برنامه های بازاریابی یک استارت آپ چیست و در چه زمانی اجرا میشود !
  20. اگر دید مناسبی از صنعتی که در آن هستید نداشته باشید.به عنوان یک کار آفرین باید شناخت مناسب و تجربه کافی در صنعتی خود را داشته باشید. برای این کار سرمایه گذاران به آماری که ارائه می کنید و همچنین پاسخ هایی که به پرسش هایشان می دهید توجه کرده و تصمیم می گیرند که روی شما سرمایه گذاری کنند یا نه !
  21. اگر پول را در جای اشتباه خرج کنید. مثلا اگر در مراحل رونمایی از محصول باشید و همچنان پولهایتان را روی چیز هایی مثل خرید بی رویه تی شرت و لیوان مصرف کنید، سرمایه گذاران دیگری روی شما سرمایه گذاری نخواهند کرد. این خطر گاهی در استارت آپ ها به صورت پرداخت حقوق بالاتر به بنیانگذاران نسبت به هزینه های پروژ دیده میشود.

تا حدی که در توان دارید از این نکات دوری کنید تا سرمایه گذاران بیشتری داشته و موفق باشید.

منبع:http://www.entrepreneur.com/article/236999

۳ نکته برای طراحی کمینه محصول پذیرفتنی(MVP)

20150320214657-tech-development

افراد مختلف نظرات متفاوتی نسبت به محصول اولیه یا پروتوتایپ دارند، و عده کمی هستند که نکات ظریف ایجاد آن را درک کرده باشند.
یک محصول اولیه، محصولی است که از بیشترین بازگشت سرمایه نسبت به ریسک انجام شده برخوردار است. در این چند سال تجربه ی کار با کسب و کارهای نوپا، سطوح مختلفی از پیچیدگی را در بین محصولات مشاهده کردم. و چیزی که دستگیرم شد این بود که یک محصول اولیه همیشه به معنی پیاده سازی تمام امکانات و فیچرهای مورد نظر نیست، همچنین به معنی عرضه کردن محصول به بازار در طی تنها چند هفته هم نیست یا اینکه فقط آنرا محدود به اجرای صفحه اولیه دید!
در یک کلام می توان گفت که یک استراتژی محصول اولیه جامع و شامل برای همه کسب و کارها وجود ندارد. باید با توجه به صنعتی که می خواهید داخل آن شوید، مساله ای که خواستار حل آن هستید و رقابتی که در حال حاضر موجود است، استراتژی کمینه محصول پذیرفته خود را انتخاب کنید.
مطلبی که در ادامه می آید، مفهوم محصول اولیه را شرح خواهد داد، با توجه به مشخصات خاص محصول و صنعت شما، به شما کمک می کند که تصمیم بگیرید چه امکاناتی (Features) را باید برای نسخه اول خود در نظر بگیرید.
۱٫ تفاوت بین اینکه “باید داشته باشد” و “خوب است داشته باشد”.
قانون پایه ای که برای هر توسعه محصولی در مراحل اولیه در نظر گرفته می شود این است که ارزش اصلی محصول پیشنهادی خود را درک کنید. بتوانید زلم زیمبو ها را از امکانات اساسی که کمک خواهند کرد به بازار سریعتر دسترسی پیدا کنید جدا سازید و فرضیه خود را با سرمایه گذاری اندکی، آزمایش و صحه گذاری کنید.
دوباره این نکته را یادآور می شوم که نسخه اولیه شما فقط کافی است ارزش اصلی را نشان دهد، اما اینکار الزامی برای گذاشتن تعداد زیادی امکانات نمی آورد. حتی اگر در حال ساخت اپلیکیشن موبایلی خود با تعداد امکانات کمی هستید، بهتر است که فرآیند را بسته و همین چرخه را تمام کنید و آن را بسازید.
بسیاری از کارآفرینان محصول اولیه را با داشتن امکاناتی ناقص اشتباه می گیرند، اما درست این است که امکاناتی محدود که باید باشند را در محصول به صورت کامل گنجاند تا تجربه کاربری را به صورت کلی تسهیل کند. آنچه که شما می توانید انجام دهید، ساختن یک چرخه غیر خودکار یا جریانی در پشت و برنامه نویسی سمت سرور است که بر روی تجربه کاربر اثر چندانی نگذارد.
به طور خلاصه می توان گفت که محصول اولیه یک صفحه خوشامدگویی، یک ماکت یا یک مدل مفهومی نیست. محصول اولیه باید یک محصول باشد.
۲٫ تنها یک بخش از بازار را برای شروع نشانه روید.
آن چیزی که در محصول اولیه قرار می دهید باید بازتاب کننده مخاطبانی که به انها خدمت می رسانید هم باشد. قطعا در آینده محصول شما امکانات متعددی خواهد داشت که در نهایت، به نیازهای مشتریان مختلف از بخش های مختلف بازار پاسخ خواهد داد. اما اینکه بخواهید از روز اول به همه آنها سرویس ارائه دهید فکری حساب شده نیست.
در روزهای اولیه، محصولی که مشغول ساخت آن هستید باید بتواند جوابگوی مشکلات استفاده کنندگان اولیه از همان ابتدای بکارگیری باشد. ساختن محصول اولیه وظیفه ابتدایی است؛ اما قدم بعدی پیدا کردن مشتری اولیه و رساندن محصول به آن است تا بتوان چرخه گرفتن بازخورد را به حرکت درآورد. رسیدن به مصرف کنندگان اولیه ای که می خواهند نسخه اولیه محصول شما را مصرف کنند، کاری چالش برانگیز است. تمرکز بر روی یک بخش از مشتریان و حل کردن مشکلات آنها به صورت عالی، به شما کمک خواهد کرد که بتوانید به محصول و بازار متناسب دست پیدا کنید.
بعد از این، دیگر بحث توسعه محصول و بازاریابی برای آن مطرح است.
۳٫ تفاوت بین بازار دست نخورده و بازار خدمت رسانیده شده را تشخیص دهید.
همیشه بازاری که با آن برای ارائه محصول خود روبرو هستید دست نخورده و بی رقیب نخواهد بود. امکان دارد که محصول شما یک تله موش باشد که فقط بهتر شده است، و این کاملا طبیعی و بی مشکل است: چرا که هنگامی که در بازاری با رقبای دیگر، که محصولی برای مشکل مورد نظر دارند رقابت می کنید، شما باید محصول خود را بگونه ای بهتر بسازید که از راه حل فعلی بهتر باشد.
در این سناریو، ممکن است عده ای بر این عقیده باشند که می توانند محصولشان را در سطحی کمتر از محصول فعلی رقیبشان بسازند. اما با لغت “کمتر”گمراه نشوید. در اینجا به معنی “ساخت با امکانات کمتر” منظور نیست، بلکه ساخت آن بخش هایی از تجربه کاربری است که در فضای “باید داشته باشد” قرار میگیرند، بدون زلم زیمبوها!
تعداد “باید داشته باشد” ها نیز می تواند زیاد باشد، به خاطر اینکه وارد طبقه ای جدید یا پیشرفته از محصولات شده اید.
در این مورد محصول اولیه ممکن است بسیار متفاوت از چیزی باشد که برای بازاری کاملا دست نخورده ساخته اید، جایی که اصلا محصول یا خدمتی مشابه وجود نداشته است.
نکته ای دیگر اینکه: تحت تاثیر حرف های شعارگونه قرار نگیرید. از قضاوت خودتان بر اساس دیده هایتان از مشتری هایتان در شرایط موجود استفاده کنید. در اینصورت خواهید توانست که به محصول اولیه ای درست و مناسب برسید.

منبع:http://www.entrepreneur.com/article/251255

۵ درس کسب و کار از مربیان میلیاردر

20150702185859-mark-cuban-shark-tank-abc

تا کنون در اینترنت به دنبال راهنماهایی در حوزه کارافرینی و راه اندازی کسب و کار بوده اید، اما آنچه به دست آورده اید ترکیبی از نقل قول افرادی است که به نوبه خود تجربه موفق راه اندازی یک کسب وکار را ندارند. از نظر من، شخصی که ما را در راه اندازی کسب و کار راهنمایی می کند مهمتر از راهنمایی و نکته ای است که می گوید. همیشه در نظر داشته باشید که راهنمایی و ارایه راه کار، در مورد ابعاد مختلف کسب و کار باید از سوی اشخاصی باشد که خود یک بار این مسیر را رفته اند و با تمام چالش ها و مشکلات آن روبرو شده و در نهایت به موفقیت رسیده اند.

در ادامه به بررسی ۵ نصحیت مهم در مسیر راه اندازی و پیشرفت کسب و کار از این افراد موفق خواهیم پرداخت:

۱-ساختن محصولی برای حل یک مشکل

در صورتی که می خواهید یک کسب وکار ارزشمند و پایدار ایجاد کنید، رویکرد سرمایه گذاری خود را بر اساس یک چارچوب حل مساله بگذارید. موفق ترین شرکت های جهان از درک یک نیاز واقعی آغاز به کار کرده و به دنبال آن در اثر ایجاد ارزش و فرصت های واقعی به وجود آمده اند. در اصل “نوآوری” روند حل یک مشکل با راه حل های خلاقانه ای است که قبلا توسعه نیافته اند.

۲-شکست سریع

به احتمال زیاد اولین تلاشتان برای توسعه محصولی که دقیقا نیاز بازار است، به شکست منجر می شود. در صورتی که زود متوجه شوید محصول مناسب را تولید نکرده اید، سریع تر به راه حلی که مناسب آن بازار است، دست می یابید. بنابراین، نکته مهم تکرار این روند تا رسیدن به یک محصول مناسب است، که دقیقا نیاز بازار و مشتریان را برطرف میکند. پس اگر محصول شما در اولین تلاش برای ورود به بازار شکست خورد ناامید نشوید و با تغییر جهت گیری خود در طراحی و تولید محصول مجددا تلاش کنید.

۳– تیم خوب و کارامد برای دستیابی به محصول و سرویس خوب

اکثر کارافرینان فکر می کنند که مهم ترین پارامتر برای راه اندازی یک کسب وکار، ایده خوب است، در صورتی که سرمایه گذاران بزرگ به تیم به اندازه محصول توجه میکنند. اگر تیمی دارید که هنر حل مساله و پشتکار لازم برای مواجهه با مسایل موجود در راه ساخت یک کسب و کار را دارد، کار را فورا شروع کنید. با اعضای تیم خود در مورد ایده و محصول هم فکری کنید، بر اساس نظر تیم، محصول اولیه را بسازید تا در نهایت به محصول درست وکامل برسید. تیم خوب و کامل ترکیبی از نگرش ها، هوش و استعداد، پشتکار، علاقه و مجموعه ای از تخصص ها است. سرمایه گذاران این ویژگی ها را در یک تیم خوب تشخیص می دهند.

۴-فرهنگ کسب و کار خود را بسازید

فرهنگ، پایه و اساس شرکت شما است و حاصل رفتار مردم جامعه میباشد نه تئوری و فرضیات. امروز من از مدل SWAN که شامل هوشمندی (Smart)، کار سخت (Works Hard)، بلند پروازی(Ambitious) و زیبایی (Nice) است در راه اندازی کسب و کار خود استفاده می کنم. استخدام افرادی با این ویژگی ها باعث می شود که فرهنگ سازمانی و کسب و کار شما شکل گرفته و در مقابل مشکلات و چالش های کارآفرینی با ثبات به حرکت خود ادامه دهد .

۵-از شکستن مرزها نترسید

موفق ترین شرکت های جهان میراث موفق خود را با شکستن مرزها، قواعد و عدم تابعیت از باورها و تفکرات معمول ایجاد کرده اند. وقتی غیر معمول و خلاف سنت های رایج در کسب و کارها فکر کنید، نوآوری واقعی به وجود می آید که نتیجه آن تغییر پارادایم و و تحول است. اگر واقعا می خواهید مدل های تجاری موجود را برهم زنید، قوانین و مدل های فکری موجود را برهم زنید. مربی و راهنمای شما در راه اندازی کسب و کارتان باید شما را ترغیب به شکل دهی استراتژی براساس تفکرات خودتان بکند نه اینکه یک نمونه تکراری از مدل تجاری موجود را برای کسب و کار شما پیشنهاد دهند و شما بعضی قسمت های آن را مطابق با کسب و کار تغییر دهید.

منبع: http://www.entrepreneur.com/article/250251

ارزیابی ایده

unnamed

شما همه مانند بسیاری از کارآفرینان مشتاق و پر انگیزه اید، اما مشکل زمانی ایجاد می شود که در مراحل اولیه دنبال کردن “لحظه آمدن ایده” هستید، هنگامی که ایده تان در فکرتان می چرخد یا بر روی دفترچه یادداشتی نوشته اید تا اینکه آن لحظات انگیزه و شوق اولیه از بین می رود. پس از آن، چند ماه بعد، ایده اجرا شده خودتان را بر روی قفسه های فروشگاه یا در سایت های اینترنتی یا در اپ استور و پلی استور مشاهده می کنید.
بیشتر ایده ها از حرکت باز می ایستند و به نتیجه نمی رسند. علت این اتفاق، پیچیده و طاقت فرسا به نظر آمدن فرآیند رساندن آن ایده ها به بازار است. در واقعیت، اگر ایده خود را ارزیابی کنید—اثبات کنید که بیشتر از یک نوشته با دست خط تند و طرح بر روی یک تکه کاغذ ارزش دارد—فرآیندهای بعد از آن به مراتب ساده تر می شود.
در اینجا به چند نکته اشاره شده است که آنها را دفعه بعد، هنگامی که ایده تجاری بزرگ دیگری داشتید، در نظر بگیرید.
۱٫ به دنبالش بگردید.
هنگامی که می شنوم کسی می گوید که ایده عالی تجاری دارد، به سرعت آیفون خودم را درمی آورم و بعضی اوقات در طول چند دقیقه نمونه محصول یا خدمت مشابه آن را با جستجو در گوگل یا یوتیوب پیدا می کنم. قبل از اینکه خودتان را در یک ایده گیر بیندازید، وقت خود را تلف نکنید و یک جستجوی کامل انجام دهید تا بفهمید که آیا همین الان هم آن وجود دارد یا خیر.
اگر متوجه شدید که وجود دارد، با عجله اشتیاق و امید خود را از دست ندهید. شاید راه هایی برای بهبود و تقویت محصول فعلی وجود داشته باشد. آیا می توانید ارزش اضافه ای به همین کسب و کار موجود پیشنهاد دهید؟ آیا می توان بازار را راضی تر کرد؟ اگر پاسخ شما بله است، به مرحله بعد قدم بگذارید.

۲٫ به دنبال بازخورد باشید.
با دیگران، به ویژه افرادی که به آنها اعتماد دارید، راجع به ایده تان صحبت کنید. در این مرحله، چیزی که نیاز دارید، صداقت بی رحمانه است. کارآفرینان تمایل دارند که در “قفل ایده” گیر کنند. زمانی این اتفاق می-افتد که بدون توجه به حرف های بقیه، دچار انحراف شده اند و تصور می کنند که ایده شان یک ایده ناب برنده است. اگر شما تنها کسی هستید که واقعا فکر می کند که این ایده خوب است، زمان آن فرا رسیده است که دوباره آن را بسنجید و ارزشگذاری کنید.

۳٫ نمونه اولیه بسازید.
اگر ایده شما حمایت شد، ساخت و توسعه یک نمونه اولیه یا یک محصول با دوام حداقلی را در دستور کار قرار دهید، تا بسنجید و ببینید که آیا این محصولی است که دیگران و خودتان از آن استفاده می کنید یا خیر. یک نمونه اولیه کاربردی بسازید که کارا باشد، یا اینکه با استفاده از منابع دیگری این قابلیت را به دست آورید که از تکنولوژی های جدید مانند چاپ سه بعدی برای ملموس تر شدن ایده تان استفاده کنید.
اگر ایده شما تکنولوژیکی است، مانند یک اپلیکیشن برای تلفن های هوشمند، به منابع جمعی(Crowdsourcing) یا همایش و وقایع استارتاپی سر بزنید تا بتوانید برای خود، همکار یا دستیار مورد نیازتان را پیدا کنید. به محض دستیابی به محصول اولیه، خودتان و بقیه به منظور تست کردن، شروع به استفاده از آن بکنید. اگر در این مرحله به این رسیدید که خودتان و دوستانتان هرگز از این محصول استفاده نخواهید کرد، بهتر است که روی ایده خود خط بزنید.

۴٫ شخصیت سازی محصولتان را آغاز کنید.
اگر مرحله آزمایش خوب پیش رفت و احساس کردید که ایده برنده ای در اختیار دارید، باید برندسازی حول آن را شروع کنید. در دنیای پر سرعت امروز و محیط های کسب و کار خلاقانه، ایده ای که امروز ارزشگذاری آن مثبت انجام شده باشد، فردا ممکن است رانده یا حتی کهنه و غیر قابل استفاده شده باشد. پس بهتر است که مردد نباشید.
نکته ی بسیار مهم در اینجا این است که، مادامی که ایده شما بر اساس یک تکنولوژی جدید پیشتاز و انحصاری نباشد، بیشتر از آنچه تصور کنید احتمال این وجود دارد که همین الان هم توسط شخص دیگری در حال اجرا باشد. و در این صورت دیگر از رقابت خارج شده است.
در این برهه عده ای نگران این هستند که “رونمایی” از ایده شان ممکن است منجر به این شود که کسی آن را بدزدد. این کاملا نگرانی بجاییست، اما این روزها، شما باید با این فرض پیش روید که یا کسی آن را می دزدد یا آن را نهایتا به نسخه ای بهتر و جدیدتر توسعه می دهد، پس به نظر می آید که کلید موفقیت، اولین بودن در بازار است.
با اینکه ثبت اختراع یک راه عالی برای حفاظت از ایده شماست، اما فرآیند گران و پرهزینه ای است که حفاظت از ایده شما را تضمین قطعی نمی¬کند. اگر منابع مورد نیاز را دارید، می توانید مشاور حقوقی ثبت اختراع استخدام کنید و به دنبال حفاظت از ایده باشید، اما اگر امکان مالی این کار را ندارید بهتر است تمرکز خود را بر روی برندسازی خود قرار دهید.
اینکار با انتخاب یک اسم خوب آغاز می شود. تهیه دامنه اینترنتی آن برای ساختن حداقل یک صفحه اولیه مربوط به کسب و کار، از اولویت های اول است. سپس از نام خود در تمام محیط های شبکه های اجتماعی که در توان دارید محافظت کنید. حتی اگر از آنها استفاده نمی کنید، اینکار باعث می شود که نگذارید بقیه آن را به دست آورند و از آن استفاده کنند. علاوه بر اینها، این کار بهینه سازی موتور جستجوی شما را (SEO) به شدت تقویت می کند. حالا باید از این منابع استفاده کنید تا پایگاه مخاطبین و طرفداران خود را تشکیل دهید.

۵٫ یک برنامه جذب مشتری سریع بسازید
قبل از اینکه عمیقا درگیر نوشتن یک طرح کسب و کار عریض و طویل شوید، که تا قبل از راه اندازی بیشتر یک چیز به دردنخور خواهد بود، بهتر است بر روی دو سوال متمرکز شوید:
“چگونه اولین مشتریان خود را جذب کنم؟”
“چگونه nامین مشتری خود را جذب کنم؟”

منبع:  http://www.entrepreneur.com/article/237455

هم نت: رویدادی برخاسته از کف بازار کارآفرینی

1

رویدادنامه: در روزگاری که اطرافمون، صندوق ایمیل هامون یا توی هر وب سایت و شبکه اجتماعی پر شده از آگهی های برگزاری رویدادهای کارآفرینی و استارتاپی و حتی ثبت رکورد [گینس] در برگزاری همزمان رودیدادها، مدت ها بود جای خالی یک رویداد [واقعی و جدی] در اکوسیستم کارآفرینی_استارتاپی ایران به چشم می خورد.
به عقیده من قصه هم نت از همت، خواست و خیرخواهی یک نفر برخاست، اون نفر هم کسی نبود جز خانم دکتر حق جو، رئیس بنیاد نخبگان استان اصفهان!
من نمی دونم چقدر ایشون کارآفرینه اما به طور یقین می دونم ارزش آفرینی رو بهتر از خیلی از ما می دونه! راستش در اولین جلسه یکی دو ماه پیش، که با خانم دکتر در دفتر دیموند تو دانشگاه تهران به همراهی میثم زرگرپور دوست داشتنی آشنا شدم، فکر نمی کردم یک خانم بتونه چنین تاثیری روی من و اکو سیستم کارآفرینی ایران بذاره!!!
اول از همه نگاهش به طراحی این رویداد برام بسیار جالب بود، نگاه از پایین به بالا!
رویدادی که از نیاز و چالش صنعت و بازار شروع میشه و در نهایت به ایده و راه حلی از سمت علاقه مندان و کارآفرینان جوان پاسخ داده میشه، این یعنی همون نگاه از پایین به بالا!
درسته که جوونای ایرانی به داشتن سایت هایی مثل آمازون، فیس بوک، اسپاتیفای و … خیلی علاقه مندن، اما این کشور هنوز خیلی نیازهای اساسی حل نشده ی دیگه تو صنایع کلیدی خودش مثل کشاورزی، پزشکی، نفت، غذا و دارو و غیره داره که اتفاقا بازار های بزرگی دارن، کشور پتانسیل و استعداد خوبی توش داره که می تونه برای ما ها [کارآفرینان نوپا]، هم خلق ثروت کنه، هم باعث کارآفرینی و اشتغالزایی بشه!
با همچین رویکرد درستی بود که من فکر می کنم رویداد هم نت در اصفهان زاده شد، از تیم داوطلب اجرایی، تسهیل گران و حامیان هم نت گرفته تا نام گذاری خاصش [همکاری، مشکل گشایی، نوآوری و توانمند سازی]، مدل پذیرش افراد و محل برگزاریش که در درستترین جای ممکن یعنی اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی اصفهان و حتی هدایای بومی_ایرانی رویداد هم نت، همه و همه حاصل خلاقیت، کارتیمی، فرهنگ حمایتگری و عشق به ایران در هسته اولیه شکل دهنده این رویداد بود.

2

نکته حائز اهمییت در مدل بومی شده هم نت این بود که، بر اساس جلسات و گفتگو های صورت گرفته از قبل با صنعتگران، تولیدکنندگان، بازاریان، سرمایه داران و کارآفرینان اصفهانی، این گروه در روز اول به معرفی خود و صنعت خویش، چالش ها و نیاز های خود پرداخته، سپس افراد ثبت نام شده در رویداد بر اساس پیشینه و علاقه ی خود، از طریق تشکیل تیم به ارائه ایده و راه حل جهت پاسخگویی به آن نیاز برآمدند و در طول این ۸ روز از طریق آموزش، کمک تسهیلگران و کارتیمی به تهیه طرح کسب و کار پرداختند و در آخر طبق روال رویداد های استارتاپی نوبت به ارائه تیم های به داوران، سرمایه گذاران و صنعتگران و بازاریان رسید که همه برنده بودن!
با چنین مدلی، با توجه به اینکه صنعتگر، تولیدکننده و کارآفرین خودش اقدام به طرح مشکل و چالش می نمود، خود نیز می تونست به عنوان تسهیلگر در کنار بچه ها، تیم رو هدایت کنه و در انتها خودش هم می تونست به عنوان سرمایه گذار بالقوه ی این تیم و ایده باشه که به روند رشد کسب و کارنوپای بوجود اومده کمک کنه!

3

در پایان باید از دکتر ستاری عزیز بخاطر همه حمایت های بی دریغش و یه بار دیگه از دکتر حق جو بخاطر همت بلندش واقعا ایستاد و سپاسگذاری کرد و به قول خانم دکتر حق جو گفت: “من [هم] آدم پاچه خواری نیستم اصلا” اما به عقیده من سپاسگذاری و قدردانی از یه کار خوب یکی از اصل های مهم پیشرفت هر انسانه.
پیروز باشید.
احمدرضا مسرور | ۱۱ مرداد ۱۳۹۴